خرید بک لینک

یه زمانی یه بلاگر کدنویس حرفهای اینجا بود که وقتی کامنت مینوشتی (قبل از فرستادن) متن کامنتت رو داشت، و اگه چیزی مینوشتی وپاک میکردی اون میفهمید.

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:00

من امروز آرشیو اینجا رو خوندم و یجورایی واقعا افسرده شدم.

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:00

تابستونی که بعدش قرار بود من برم کلاس اول رو «خونه باباجوناینا» زندگی کردیم.هرشب رو تراس میخوابیدیم. روند اینجوری بود که باباجون که نزدیک خوابشون میشد، بچه ها رو صدا میکردن که جاها رو پهن کنن. بعد یه

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:00

کاش یه نفر بود، هر شب این حدود، طبق یه قرار نانوشته به هم پیام میدادیم و درمورد معمولیترین و بیربطترین چیزها ساعتها تعریف میکردیم و بازم باهم حرف داشتیم و طرفای سه، سه و نیم وسط گفتگو بیهوش میشدیم و میرفت تا فردا شب.

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:00

وقتی پشت لپ تاپ میشینم ناخودآگاه اولین کاری که به ذهنم میرسه باز کردن بلاگفاست. هرچند توی گوشیمم بیشتر از اینکه اینستاگرام رو رفرش کنم، بلاگفا رو رفرش میکنم ولی توی گوشی هرگز به راحتی لپ تاپ بخش نوش

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:00

آدمایی که منو ساده صدا میزنن ناخودآگاه تو دسته بندی متفاوتی برام قرار میگیرن. احساس صمیمیت بیشتری انگار دارم باهاشون. ینی خب اصولا دوستاییم که ساده صدام میزنن دوستایی ان که صمیمیترم باهاشون. نه اینکه معجزهای تو کلمه ساده باشه، این یعنی منو جوری میشناسن که هستم و میخوام.

منتها اینا رو گفتم که بگم وقتی یکی از این افراد که منو اینجوری میشناسه و صمیمی ایم باهم و احتمالا ساده صدام میکنه همیشه، تو یه موقعیتی یهو بهم میگه زهرا، یه حسی زیر پوستم قلقلکم میده و از حقیقت خوشم میاد.

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:00

ساده سعی کن گاهی یکم پیچیده تر و عمیق تر به مسائل نگاه کنی که دائم شبیه آدم فضاییای سادهلوح نباشی.

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:00

بنظر من هرکدوم این شرکتای خوب سریال سازی یه دفترچه راهنمای مخصوص دارن. مثلا نتفلیکس یه کتابچه داره که «چطور سریال را جذاب کنیم» بعد اینو به هرکس میخواد تو این شرکت سریال بسازه میدتش.بعضیا یه موضوع انت

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:00

- نمیرم بیرون. چون میترسم. از آدما میترسم، از اتفاقایی که ممکنه بیفته میترسم، از خودم! از خودم وقتی اون بیرونم میترسم. نه اینکه فک کنی میترسم یکی تفنگ دراره منو بکشه یا بندازتم تو ماشین و ببره، نه. میترسم باهام حرف بزنن. بعد یهو دیدی منم باهاشون حرف زدم. میترسم برم یه جا، بعد دوس داشته باشم بازم برم. میترسم دیگه.

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:00

صفحه بندی